خرید بک لینک

مطلبی کمک کننده

چه چیزی می تواند بزرگ ترین و کامل ترین جایگاه یا هدفی باشد که انسان در آرامش و شور زندگی داشته باشد فقط پذیرش ؟ قبول کردن و پذیرفتن هر آنچه تا کنون بر اثر کوشش های گذشته به وجود آمده آرامشی عمیق ایجاد می کند و تلاش و حرکت برای آنچه می خواهیم در آینده داشته باشیم

نوشته شده توسط ﺑﺎﻧﻮ در |

برچسب: نویسنده: نگین میرزاپور تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:32

شعری از مجتبی کاشانی

گل باش که همنشین عطار شوی

زان بیش که همدم خس و خار شوی

زحمت متراش و جمله رحمت باش

پل باش بجای آنکه دیوار شوی

نوشته شده توسط ﺑﺎﻧﻮ در |

برچسب: نویسنده: نگین میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 11:03

درباره وبلاگ


ﻣﻦ اﻳﻦ ﻭﺑﻼﮒ ﺭا ﺑه ﻳﺎﺩ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻛﻪ ﺑﺎﻧﻮ ﺻﺪاﻳﺶ ﻣﻴﻜﺮﺩﻳﻢ ﺭاﻩ اﻧﺪاﺯﻱ ﻛﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﻫﻤﺎﻧﻂﻮﺭ ﻛﻪ اﻭﺳﻨﮓ ﺻﺒﻮﺭ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺑﻮﺩ و ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﻴﺎﺗﺶ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺭا ﺭاﻫﻨﻤﺎﻳﻲ ﻣﻲ ﻛﺮﺩ,ﻣن ﻫﻢ اﺯ اﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺩﻝﺩﻳﮕﺮاﻥ ﮔﻮﺵ ﻛﻧﻢ

برچسب: نویسنده: نگین میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 11:03

شعری از ابوالقاسم حالت

گر درددلم را تو ندانی چه توان کرد

ور دانی و درمان نتوانی چه توان کرد

جا دارد اگر گریه کنم تا سحر امشب

جز این چو درین جا تو نمانی چه توان کرد

نوشته شده توسط ﺑﺎﻧﻮ در |

برچسب: نویسنده: نگین میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 11:03

داستان کوتاه در عالم کودکی به مادرم قول دادم که هیچکس را بیشتر از او دوست نداشته باشم : مادرم مرا بوسید و گفت " تو نمی توانی عزیزم " گفتم می توانم من تو را از پدرم و خواهرم و برادرم بیشتر دوست دارم . مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی.. نو جوان که شدم د

برچسب: نویسنده: نگین میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 11:03

درباره وبلاگ


ﻣﻦ اﻳﻦ ﻭﺑﻼﮒ ﺭا ﺑه ﻳﺎﺩ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻛﻪ ﺑﺎﻧﻮ ﺻﺪاﻳﺶ ﻣﻴﻜﺮﺩﻳﻢ ﺭاﻩ اﻧﺪاﺯﻱ ﻛﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﻫﻤﺎﻧﻂﻮﺭ ﻛﻪ اﻭﺳﻨﮓ ﺻﺒﻮﺭ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺑﻮﺩ و ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﻴﺎﺗﺶ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺭا ﺭاﻫﻨﻤﺎﻳﻲ ﻣﻲ ﻛﺮﺩ,ﻣن ﻫﻢ اﺯ اﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺩﻝﺩﻳﮕﺮاﻥ ﮔﻮﺵ ﻛﻧﻢ

برچسب: نویسنده: نگین میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 11:03

شعری از مولانا

چشمی دارم همه پر از صورت دوست با دیده مرا خوشست چون دوست در اوست از دیده دوست فرق کردن نه نکوست با دوست به جای دیده یا دیده خود اوست

نوشته شده توسط ﺑﺎﻧﻮ در |

برچسب: نویسنده: نگین میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 11:03

مطلبی خواندنی خوشبختی گاهی آنقدر دم دستمان است که نمی بینیمش و حسش نمی کنیم . چایی که مادر برایمان میریخت و میخوردیم خوشبختی بود چرا حسش نکردیم . دستهای پدر را گرفتن خوشبختی بود خنده های کودکی هایمان خوشبتختی بود شیطنت ها . آهن

برچسب: نویسنده: نگین میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 11:03

نوزاد در فصل بهار در شیراز پرنده ای بپرواز در می آید که موسوم است به مرغ نوروزی و پرنده مزبور ده یا پانزده روز قبل از آغاز بهاردر آسمان شیراز پرواز می کند و هنگام پرواز صدایی چون صفیر بر می آورد . در گذشته شیرازیها وقتی صدای پرنده مزبور را می شنیدند به هم تبر

برچسب: نویسنده: نگین میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 11:03

درباره وبلاگ


ﻣﻦ اﻳﻦ ﻭﺑﻼﮒ ﺭا ﺑه ﻳﺎﺩ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻛﻪ ﺑﺎﻧﻮ ﺻﺪاﻳﺶ ﻣﻴﻜﺮﺩﻳﻢ ﺭاﻩ اﻧﺪاﺯﻱ ﻛﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﻫﻤﺎﻧﻂﻮﺭ ﻛﻪ اﻭﺳﻨﮓ ﺻﺒﻮﺭ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺑﻮﺩ و ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﻴﺎﺗﺶ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺭا ﺭاﻫﻨﻤﺎﻳﻲ ﻣﻲ ﻛﺮﺩ,ﻣن ﻫﻢ اﺯ اﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺩﻝﺩﻳﮕﺮاﻥ ﮔﻮﺵ ﻛﻧﻢ

برچسب: نویسنده: نگین میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 11:03

شعری از هلالی جغتایی دل خون شد از امید و نشد یار یار من ای وای بر من و دل امیدوار من ای سیل اشک خاک وج

برچسب: نویسنده: نگین میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 11:03

صفحه بندی